الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

257

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

پديده‌هاى جهان دليل بر يگانگى خداوند است . اول عين جملهء على عليه السلام را در اين زمينه نقل مىكنيم و سپس به توضيح و تشريح آن مىپردازيم . على عليه السلام خطاب به فرزندش امام حسن عليه السلام مىفرمايد : وَاعْلَمْ يا بُنَيَّ انَّهُ لَوْكانَ لِرَبِّك شَريك لَأتَتْك رُسُلُهُ ، وَلَرَأيتَ آثارَ مُلْكهِ وَسُلْطانِهِ ، وَلَعَرَفْتَ أَفْعالَهُ وَ صِفاتِهِ ، وَلكنَّهُ إلهٌ واحِدٌ ، كما وَصَفَ نَفْسَهُ لايضادُّهُ في مُلْكهِ أَحَدٌ . « 1 » اگر براى پروردگارت شريكى مىبود پيامبرانى از طرف او آمده بودند ، و به‌علاوه آثار مُلك و تسلط او را مىديدى و افعال و صفات او را مىشناختى ، لكن او خداى يگانه است آن‌چنان‌كه خود ، خود را به يگانگى توصيف كرده است . ملك ملك اوست و معارضى در ملك او نيست . شاهد بحث ما جملهء اول است . اين دليل از نوع قياس استثنايى است . ملازمه‌اى ميان مقدّم و تالى برقرار شده و از نفى تالى نفى مقدّم استنتاج شده است . صورت ملازمه اين است : اگر خداى ديگرى مىبود رسولانى هم مىداشت و از جانب او نيز به انبيا و رُسُل وحى مىشد ( يا به اين شكل كه از جانب او هم به انبيا و رسلى كه آمده‌اند وحى مىشد و اوليا وحى حس مىكردند كه از دو منبع مختلف به آن‌ها الهام و القا مىشود ، و يا به اين شكل كه آن خدا يا خدايان ديگر به افراد ديگرى وحى نازل مىكردند ) . يعنى وحى و ارسال پيامبران و مبعوث ساختن افرادى براى هدايت بشر لازمهء خدايى و وجوب وجود است . اما نفى تالى : بديهى است كه هيچ يك از پيامبرانى كه با آيات و بَيّنات آمده‌اند جز از

--> ( 1 ) . نامهء 31 . .